سلام . خیلی زود میرم سر اصل حرفم . من موندم و یه شناسنامه ی بدون مهر اونم توی صفحه ی انتخاباتش . احساس میکردم که توی انتخابات ریاست جمهوری دهم ، اولیم مهر انتخاباتی پاش داره باز میشه به شناسنامم . چون حالا فردی نامزد انتخابات شده که نمیتونم بهش بی اعتنا باشم . روزها و شب ها تویه همین حال و هوا بودم که یه اتفاق ساده باعث شد که پام به ستاد مرکزی مهندس میر حسین موسوی باز بشه و این سرآغازی شد تا بیفتم وسط معرکه ی انتخابات دهم به عنوان یکی از گرافیست های ستاد مرکزی مهندس موسوی . همیشه دوست داشتم که توی حرفه ام کارای بزرگ انجام بدم و الان وقتش بود که آزمونمو پس بدم. هنوز چند روزی از شروع کارم نگذشته بود که طراحی بکراندهای سخنرانی ها و مصاحبه های مهندس رو به من سپرده شد . به لحاظ ذهنی خودمو داشتم پیدا میکردم جرعت وجسارتم توی کارهام هر روز بیشتر و بیشتر میشد.

پوستر مهران زمانی در حال آماده سازی برای چاپ

پوستر بنده در حال آماده سازی برای چاپ

طیف گسترده ای از طراحان گرافیک و اساتید گرافیست کشور شروع کردن به کار تا نهایتن از دل اونا دو یا سه پوستر به عنوان پوستر های اصلی انتخاب بشه. تمامی پوستر ها به فرهنگستان هنربرده شد تا در حضور مهندس موسوی و سایر هنرمندان کارها داوری بشه . نهایتن سه تا پوستر اصلیه مبارزات انتخاباتیه مهندس انتخاب شد که از شانس خوبم پوستر من هم جزء اون سه اثر انتخاب شد.

موج سبز آروم آروم فضای انتخاباتیه کشورو فرا می گرفت . حالا فضا ، برای اقلیت حاکم روز به روز تنگ تر و تنگ ترشده . احساس میکنم زمستون داره سر میاد ... وقتی میبینم که مردها و زن ها . دخترها و پسرها از هر عقیده و باوری یه مچ بند سبز به دستشون بستن امیدوار میشم. وقتی از کنار فردی که یه مچ بند سبز رنگ به دستش بسته میگذرم انگار باهاش دوستم ، انگار باهاش دارم حرف میزینم به همین دلیل واسه همشون انگشتام رو به علامت پیروزی بالا میبرم. آره رنگ سبز رنگ وحدت و یکپارچگیه ماست . رنگ سبز رنگ مبارزه ی من علیه دروغ و ریا هست . رنگ سبز نماد آزادی منه . رنگ سبز سمبول شرافته منه.




همه ی اینارو گفتم تا دوباره بگم : سر اومد زمستون...